سيرت عاشقان


میلادش مبارک

میلاد با برکت امام رضا (ع) برشما مبارک


صفا

محکومیت

با سلام بر ارواح پاک شهیدان قصد دارم حداقل هر هفته مطلبی بنویسم به لطف شهدا و امام شهدا

اقدام ننگین دشمنان خرفت اسلام را از بابت اهانت به ساحت قران کریم محکوم کنیم جایش و منطقی بود همین امروز راهپیمایی عظیمی در محکومیت این اقدام جانسوز انجام می گرفت نمی دانم چرا همیشه اقدامات موثر با تاخیر انجام می گیرد.


صفا

 

   خصوصيات شهيد باکری از زبان همسر بزرگوار ايشان.( شهيد باکری وامام راحل)

 

  مهدی روحی سرشار از عشق به امام داشت. همين علاقه قدسی ؛قطب نمای زندگی

 

   {او} گرديد واين علاقه وعشق اوبه نسبت به امام(ره) بود که به مهدی رنگ معشوق می داد.او

 

  امام رابه عنوان رهبر ومرجع پيشوا ومحبوب ومرشد خود می دانست وبه راستی دلبا ختهء امام بود.

 

  صحبتهای اورا به دقت گوش می کرد و ازآن الهام می گرفت ودر انجام فرامين او نهايت تلاش

را می  نمود .

 

 برا اطلاع کامل از نظرات امام راحل مرا موظف نموده بود سخنرانيهای امام را ضبط کرده يا

روزنامهء آن

 

 را براش پياده کنم. انجام فرمين امام برای او مثل يک امر تعبدی و لازم الاجرا بود اين محور تارو پود

 

 زندگی  فردی و خانوادگی اورا تحت الشعاع قرار ميداد. عمل به تکليف وتبعيت از ولی امر

 

 

زمان همه چيز او بود که باجملات آخر قبل از شهادت وبا ريخته شدن خون خود آن را به اثبات رساند.


صفا

 

] شهید مهدی باکری [ با هیچکس تعارف نداشت. حتی با ما ها که خیلی بهش نزدیک بودیم اگر حتی یک شوخی باهاش می کردیم که این شوخی مقداری از اصول اخلاقی بدور می بود. آنا و رک برخورد می کرد و این را من جزو یکی از صفات آقا مهدی  داشت قدرت جاذبه ودافعه بود.آقا مهدی در دانشگاه ؛ بیرون ؛ در زمان شهرداوسپس

در جبهه ؛ من این را از همهء بسیجیها که با آقا مهدی همسنگر بودند و با ایشان همراه بودند به عناوین مختلف

شنیدم که بیش از حد با دوستان وبا رفقا یعنی با انهائی که به این سه سئوال یک جواب مثبت دادند یا نماز می

خواندند یا مسجد زیاد می ر فتند و یا با روحانیت صمیمی بودند و عاشق روحانیت بودند که وقتی با آقا مهدی دوست می شدند خود بخود دوتای دیگر هم بلی می گوید ؛ وقتی یکی از این سه مورد را در وجود کسی می دید؛ آ نچنان ملایم و مهربان بود که امکان نداشت یکی بگوید که آقا مهدی ممکن است عصبانی شود یعنی هیچیک از دوستان عصبانیت آقا مهدی را ندیده بودند.


صفا

 

اگر یکی به این سه سئوال جواب رد می داد از آقای مهدی باکری جواب رد می گرفت ؛ دیگه آقا

 

مهدی به روی آن شخص در اعتماد باز نمی کرد و خیلی نزدیک نمی شد. اما اگر هر یک از این

 

 سه سئوال ؛ یک جواب مثبت داشت آقا مهدی جذب می کرد

 

مشخصهء دیگر آقا مهدی در رابطه با همین دوستان این بود که بسیار رک و صریح بود. من در

 

طول نزدیک به ده ؛ دوازده سالی که دیگر از نزدیک با آقا مهدی زندگی می کردیم؛ دوران

 

 دانشجوئی؛ بعداز دانشجوئی و دوران دو سه سال اول انقلاب و حتی تا لحظهء شهادتش که

 

 بسیاری از حرفهای دلش را به من می گفت ندیدم کسی جرئت کند در این سالها که در پیش آقا

 

مهدی یک کلمه خلاف ارزشهای اسلامی بتواند حرف بزند. بسیار صریح بود با هیچکس تعارف

 

نداشت .

ادامه دارد...


صفا

 

سیره عملی(ویزگیهای مدیریت) سردار شهید مهندس مهدی باکری از زبان مهندس عبدالعلی زاده( خلاصهء سخنرانی در کنگره)

 

در بحث مدیریت ؛ سه تا وظیفه اصلی مدیر به عنوان برنامه ریزی های سازماندهی و مدیریت ؛ سازماندهی و هدایت مطرح می باشد که در واقع مجموعهء مدیریت را تشکیل می دهند. هر مدیر براساس مجموعهء اعتقادات خود وارزشهای حاکم بر جهان بینی خودش سازمانی را بر عهدهء او واگذار شده؛ اهدافی را که بر او تعیین شده برنامه ریزی می کند ؛ سازماندهی می کند وهدایت می کند.

در این مجموعه انچه که بنده به تجربه ؛ هم قبل از انقلاب و هم در طول انقلاب و هم در روزها و ایام پرشور انقلاب اسلامی و هم در سالهای اول انقلاب ؛ ارز اغاز جنگ تحمیلی در خدمت بادر عزیزمان آقای مهندس مهدی باکری بودهام ؛ نکته هائی  دارم که فکر می کنم این نکته ها در مجموعهء سه عامل مدیریت در وجود ایشان صدق می کند.

 

اولین بحث و نکته ای که در مورد آقا مهدی مطرح است ؛ بحث حاکمیت ارزش هاست. خوب شکی نیست که مهدی با کری مسلمانی بود عامل به اسلام و پیرو ولایت فقیه. و از روزی که من ایشان را شناختم ودرواقع چون هردو باهم اصل مسلمانی را شناختیم و عمل کردیم آقا مهدی مقلد حضرت اامام رضوان ا.. تعالی علیه بود دراین شکی نیست. اما چگونگی پیاده کردن این اصل در مدیریت که در کارها و در مواردی که پیش می آید چگونه آدمی می تواند ارزشهای فطری را اعمال کند . مهم ا ست.یکیاز بهترین شاخصهائی که در عمل ؛ تقریبا همهء برادرانی که از نزدیک؛ آقا همدی رل می شناختند و ایشان را دیده اند ؛ در مورد جاکمیت ارزشها ؛ معیار دوستی ایشان بوده ؛ بکرات من مورد سئوال قرار می گرفتم از سوی شهید مهندس مهدی باکری در مورد افرادی که تازه می خواستیم با ایشان دوست بشویم یا بفرض بنده سابقهء آشنائی داشتم وتازه ایشان می خواست با این ها آشنا بشود. سه تا سئوال داشت.

اول: آیا ایشان قرآن می خوانند یانه؟ این را بارها از ما می پرسید آیا فلانی را می شناسید ؟ با قرآن مانوس است؟ دیدید قرآن بخواند یا نه؟ چقدر با قرآن مانوس است؟

دوم: سوء ال دومش این بود که ایشان چقد ر مسجد می رود؟ آیا ایشان را در نماز جماعت دیده اید یانه؟  

سوم: سئوال سومشان این بود که نظر ( دوست جدید) در مورد رو حانیت چیست؟ این سه عامل و سه معیار در دوستی آقا مهدی بسیار مهم بود.

 

 

ادامه دارد.....

 


صفا

 

ادامه از قبل...

شهيد خرازي مرتب براي سر كشي مي آمد وبراي رفع مشكلات به مسئولان مختلف دستور مقتضر را مي داد به اين ترتيب كاري كه حداقل شش ماه زمان مي برد تا به اتمام برسد در طول يكماه عملي مي شد.

 

از خصوصيات ديگر ايشان اين بود كه درجمع ، زياد اهل خنده و شوخي نبود ولي گاهي كه تبسم مي كرد در دل تمامي بچه ها نفوذ مي كرد.

 

و اينكه بطور جدي پيگير امورات محوله به نيروها بود و به جزئي ترين كارها سفارش مي كرد.

 

هميشه يك چهره متبسم  و روي گشاده داشت.

 

 

يكي از نحوه فرماندهي مشخص كردن وظايف همه حتي تا پائين ترين رده ’ تابعه اش بود و اين نشان از نكته سنجي ودقت او بود.

 

از خصوصيات ديگر اين شهيد بزرگوار اين بود كه اعتقاد داشت با يد يك فرمانده قبل از نيروها در خط مقدم حضور داشته باشد و خودشان نيز حتي در بحراني ترين زمان در خط مقدم حضور پيدا مي كرد.

 

 

 


صفا

 

ادامه از قبل....

شهيد خرازي يك عارف بود . هميشه با وضو بود نمازش تو ام با گريه و شور وحال بود ونمازشبش تركي نميشد.

 

او معتقد بود هرچه مي كشيم و هر چه به سر ما مي آيد ارز نافرماني خداست و همه ، ريشه در عدم رعايت حلال و حرام خدا دارد.

 

او دقت فوق اعاده اي در اجراي دستورات الهي داشت واين اعتقاد را با رها به زبان مي آوردكه: سهل انگاري وسستي در اعمال عبادي تا’ ثير نامعكوس در پيروزيها دارد.

 

 

دائما به فرماندهان رده هاي تابعه سفارش مي كرد كه در امور مذهبي بسيجيها دقت كنند.

 

هميشه لباس بسيجي برتن مي كرد و در مقابل بسيجي ها فروتن بود .

 

صفا وصداقت و سادگي بي پيرايگي از ويژگيهاي منحصر به فرد اين شهيد والا مقام بود.

 

ادامه دارد....

 


صفا

 

خصوصيات بارز و برجسته شهيد حاج حسين خرازي فرمانده لشكر 14 امام حسين اصفهان.

 

شهيد خرازي با قرآن ما’نوس و مفاهيم را تجزيه وتحليل مي كرد و قرآن را با صداي بسيار زيبا قرائت مي كرد.

 

روزهاي عاشورا را با پاي برهنه همراه با دير رزمندگان به سينه زني و عزاداري مي پرداخت و مقيد بوداهند كه زيارت عاشورا را شخصا خودشان بخوانند.

 

تدبير نظامي و شجاعت كم نظيري داشت و درمقابل همه’ مشكلات و سختيها از خود ضعفي نشان نمي داد .

 

قاطعيت و صلابتش براي همه’ نمونه و از ابهت فرماندهي خاصي برخوردار بودند.

 

حسايت فوق العاده نسبت به مصرف بيت المال داشت وهميشه نيروهارا به پرهيز از اسراف سفارش مي كرد.

 

ومي گفت: وسايل وامكاناتي را كه مردم مستضعف در اين دوران سخت جنگي تهيه مي كنند وبه جبهه مي فرستند

 

 بيهوده هدر نرود و خود به انچه مي گفت عمل مي كرد و عامل بود وبه همين جهت گفتارش به دل مي نشست. 

 

حاج حسين خرازي معتقد به نظم و ترتيب در امور و رعايت انظباط نظامي بود واز اهتمام به آموزس نظامي بسيجيها غافلنمي شد.

 

نيمه هاي شب اغلب بدون اطلاع ديگران به نيروها ووضع آنها رسيدگي مي كرد و از آنها سركشي به عمل مي آورد وحتي نحوه خوابيدن آنها را كنترل مي كرد، و اگر پتوي كسي كنار رفته بود با آرامش بدون اينكه آن برادر را از خواب بيدار كند به روي او مي كشيد و به آ هستگي دور مي شد.

 

ادامه دارد.....

 


صفا

 

امروز سالگرد شهادت سردار دلاور اسلام مهند س مهدی باکر ی فرمانده دلاور لشکر۳۱ عاشورا ست لذا با اسعانت از روح بزرگ ومعنوی اين شهيد بزرگوار اين ويلاگ را شروع ميکنيم.

باکری: قافله ما  قافله ی از جان گذشتگان است هرکس از جان گذشته نيست با ما نيايد.

با کری :خديا مرا پاکيزه بپذير.


صفا